ژان در تورنه واقع در هينو1،يا سنت آماند آن پِوِل2 نزديك والنسيان3 زاده شد؛ احتمالاً در پاريس به تحصيل طب پرداخت، و مدت زيادي در آن جا تدريس كرد؛ عضو شوراي كليساي تورنه بود، و پس از سالها زندگي، احتمالاً پيش از 1312، در آن جا از دنيا رفت. او در وهلهٴ اول يك مصنف بود و شرحهايي بر آثار طبي و ادويهٴ مفردهٴ يوناني و عربي نوشت. روش او بيشتر جدلي و غيرتحليلي بود، با اين همه، مشاهدات دقيقي داشت و كوشيد در برابر آيين مدرسي افراطي و اعمال خرافي عصر خويش، مخالفت ورزد (او خود عاري از تأثيرات آيين مدرسي يا خرافات نبود) حتي برخي روشهاي تجربي داشت كه دربارهٴ آنها بحث كرده است؛ به احياي مطالعهٴ آثار بقراط و جالينوس كمك كرد، و تصنيفاتش از وسايل مهمي بود كه طب يوناني عربي شده را به قلمرو مسيحيت غربي و خصوصاً فرانسه سرازير كرد.
شهرت او ناشي از دو كتاب است: 1) شرح قرابادين نيكولاي سالرنويي، كه در شهرت و معروفيت آن شريك شد و آن را بيشتر ساخت؛ 2) يك مجموعهٴ طبي به نام يادآوري خاطرات.
شرح قرابادين نيكولا رسالهاي است در باب كليات درمان كه بيشتر دربارهٴ تأثير داروهاست.
اين كتاب در سه قسمت عمده است، دربارهٴ گوارش، دفع (خود به خود، يا مصنوعي به وسيلهٴ مسهل، فصد، زالو انداختن و غيره)، بهبودي يا اصلاح حال. مهمترين قسمت دربارهٴ فصد، قارورهبيني، و دستور تغذيه در فصلها و اوقات مختلف است. اصول تداوي جامع اسلامي كمتر در آن ديده ميشود. مهمترين مراجع استناد عبارتاند از بقراط، ارسطو، جالينوس، رازي، حنينبن اسحاق، اسحاق اسرائيلي، عليبن عباس، ابن سينا، قسطنطين افريقي، ابن سرابي، پلاتياريوس، روجر سالرنويي. شرح قرابادين دو بار به عبري ترجمه شد؛ يكي از اين ترجمهها را اسحاقبن ابراهيم قبرط در 1403، انجام داد (از او در مجلد 3 سخن خواهد رفت).
يادآوري خاطرات در سه بخش است، كه ميتوان آنها را رسالههاي جداگانهاي به شمار آورد
1) مفردات؛ 2) عبارات؛ 3) منتخبات جالينوس.
مفردات يا رساله اندر خواص و تأثيرات ادويهٴ مفرده و تركيبات، اول به ترتيب الفبايي اثر داروها (داروهاي التيامدهنده، بندآورندهٴ خون، جذبكننده، خشكاننده، خورنده، شستشودهندهٴ زخم، قابض، محرك، مسهل، ...)، سپس، به ترتيب هر يك از اندامها تأليف شده و در آخر فهرستي از مسهلها آمده است؛ پس از آن دستور تهيهٴ نسخهها، و دفاع از داروهاي مركب ديده ميشود. مآخذ اصلي عبارت است از جالينوس، ابن سينا، ماسويه مارديني، ابن سرابي، و نيكولاي سالرنويي.